سردار موحد در یادداشتی تحلیلی به تبیین الگوی تمدنساز روایت جنگ پرداخت

به گزارش خبرگزاری بسیج مازندران، فرمانده سپاه کربلا، یادداشت تحلیلی خویش با عنوان «هندسه قدرت و الگوی تمدنساز روایت جنگ در منظومه فکری امام شهید انقلاب (مدظلهالعالی)» در نشست علمی «درسآموختههای دفاع مقدس با الگوی روایت جنگ رهبر شهید انقلاب» ارائه کرد.
در متن این یادداشت آمده است:
بسم الله الرحمن الرحیم
دفاع مقدس در جغرافیای معرفتی و تاریخی انقلاب اسلامی، تنها یک رویارویی سخت برای تثبیت مرزهای خاکی نبود؛ بلکه عرصه ای شگرف بود که هندسه قدرت را در نظام بینالملل بازتعریف کرد.
امروز، در عصر شکوفایی فناوریهای شناختی، جنگها پیش از آنکه در میدانهای سخت مغلوبه شوند، در سپهر ادراک و «روایتها» تعیین تکلیف میگردند. و این تسلط مقدمهای گریزناپذیر برای تسلط بر سرزمینهاست. اگر ما حماسههای بی نظیر دفاع مقدس را با روشی عالمانه، هنرمندانه و مستدل روایت نکنیم، ماشین تحریف استکبار، جای شهید و جلاد را عوض کرده و در یک عملیات روانی، با تمرکز بر نقاط ضعف طبیعی در هر جنگ، نقاط قوت هویتی ما را وارونه جلوه خواهد داد.
آنچه در این رساله به عنوان چارچوب تحلیل ارائه میگردد، دکترین و دستگاهی معرفتی است که تماماً از هندسه و منظومه فکری امام شهید امت (رضواناللهعلیه) استخراج شده است تا دو بال «محتوا» و «فرم» یعنی هنر روایت را در یک ساختار منسجم پیوند دهد.
1️⃣ یکم. هستیشناسی نبرد و معرفتشناسی روایت:
نخستین گام در تحلیل حماسه دفاع مقدس، گذار از «گزارشهای توصیفی» (که تنها به ابعاد فیزیکی و ظواهر نظامی جنگ میپردازند) و ورود به ساحت «گزارشهای تبیینی» است که روح، باطن و اراده جبههها را عیان میسازد. در این رهگذر، فهم راهبردی «چرایی آغاز جنگ» پرتکرارترین محور و کلیدواژه فهم این کلانروایت است.
ائتلاف جهانی استکبار با تمام قوا به میدان آمد تا «پیام مقاومت» و نفی نظام سلطه را در گلو خفه کند و با در هم کوبیدن نظام نوپای اسلامی، مانع از آن شود که ایران به الگویی بیدارگر برای سایر ملتها بدل گردد. علت بنیادین وحشت غرب از ایران، تنها ایستادگی سیاسی ما در برابر نظم ظالمانه جهانی نبود؛ بلکه هراس اصلی آنها از «جاذبه معنوی و ایمان دینی» ملتی بود که ریشه در فطرت خدادادی انسانها داشته و در اوج احساس پوچی دنیای مادی، افق جدیدی از معنا را به بشریت عرضه کرد و به سرعت به بزرگترین سد و مانع در برابر استنبداد، استعمار، استثمار منابع، دارائی ها و میراث ملت های مستضعف و تحت سلطه و تحقیر نظام های طاغوتی و دست نشانده استکبار جهانی مبدل گشت.
از این منظر، واژه «تسلیم» برای ملتی تاریخساز با فرهنگی غنی و عزمی پولادین، مایه استهزاء است. بهانههای متوالی دشمن در ادوار مختلف، از حقوق بشر تا فناوری هستهای، همگی پوششی تاکتیکی و مخملی البته پشت دست های چدنی برای مقابله با «دین و دانش» بومی این ملت و به زانو درآوردن اراده ملی است.
2️⃣ دوم. هندسه دفاع؛ پیوند ارگانیک عقلانیت، دین و رهبری:
مدیریت جنگ در جمهوری اسلامی، تجلی بینقص پیوند میان آرمانهای توحیدی و واقعیتهای میدانی بود. برخلاف روایتهای تقلیلگرایانه، این نبرد سراسر مبتنی بر پرهیز از تصمیمات خلق الساعه و ملزم به راه کنش های خردمندانه و متکی به نوآوریها و فناوری های بومی جوانان و نخبگان مؤمن ایرانی بود. قله این عقلانیت راهبردی در تصمیمات فرماندهی کل قوا حضرت امام راحل، تجلی یافت؛ از شناخت دقیق ابعاد کارزار جهانی و تاسیس بسیج مستضعفین در فاصله کوتاهی پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی تا آغاز جنگ تحمیلی، قاطعیت در بحرانها و سپردن حل مسائل و چالشهای خطوط مقدم نبرد و عقبه به دست اراده شکستناپذیر مردم، که این تفکر در تمام سطوح فرماندهی و مدیریت جهادی در جنگ سرریز گردید. ساخت پل بعثت بعنوان شاهکار مهندسی رزمی و عبور از اروند، ده ها و صدها ابتکار دیگر از این جنس، در اوج تحریم ها و در مقابل پشتیبانی ایدئولوژیکی و تکنولوژیکی همه جانبه بلوک غرب و شرق از رژیم بعثی عراق، خود گواهی روشن بر این نکته است.
در پرتو این تدابیر، شگرفترین دستاورد جنگ، فتح جغرافیا نبود؛ بلکه «فتحالفتوح» حقیقی، ساخت و تربیت جوانانی بود که در کوره جنگ صیقل یافتند و با پیوند «خاک و افلاک»، عامل اصلی مصونیت و بازدارندگی دیروز و امروز کشور نیز شدند. خون پاک این شهدا، تضاد و دوگانه دروغین و استعماری «ایرانیت در برابر اسلامیت» را در میدان عمل ابطال کرد؛ واژه مقدس «شهید»، نخ تسبیحی شد که تمامی اقوام، زبانها و سلایق را حول محور دفاع از تمامیت ارضی به یک وحدت ارگانیک رساند و ثابت کرد مدافعان واقعی این آب و خاک، تربیتیافتگان مکتب اسلاماند.
3️⃣ سوم. پیامدهای راهبردی؛ استراتژی تبدیل تهدید به فرصت:
این کارزار عظیم، عیار حقیقی ملت را آشکار ساخت و معادله تلخ «غفلت و غارت» را برای همیشه وارونه کرد. معیار پیروزی در نبردهای مدرن، حفظ یکپارچگی هویتی و ارضی در برابر تحمیل ارادهی متجاوز است. ناکامی مطلق ائتلاف قدرتمند جهانی در تجزیه خوزستان و ناتوانی در عقبراندن نظام اسلامی، بزرگترین پیروزی استراتژیک تاریخ معاصر ایران را رقم زد.
با بهرهگیری از رویکرد آیندهپژوهانه «تاریخ جایگزین»، به روشنی درمییابیم که اگر این مقاومت بینظیر شکل نمیگرفت، تکرار حقارتهای تاریخی نظیر قرارداد ترکمانچای یا اشغال تحقیرآمیز کشور در جنگهای جهانی قطعی بود. سلب هویت و تحقیر، کشندهترین مصیبت برای یک کشور است؛ اما در نقطه مقابل، جوشش احساس اتکاء به نفس و خودباوری ملی، ماندگارترین دستاورد هشت سال مجاهدت شد که ثمرات عینی آن امروز در جهشهای علمی، فناوریهای پیشرفته و بازدارندگی نظامی جمهوری اسلامی کاملاً مشهود است. در تحلیل تقابلها، مسئله اول و مهمتر از خود عملیات نظامی، همین روحیه و اراده پولادین ملت است.
4️⃣ چهارم. دکترین پدافند شناختی و هنر روایت
برای امتداد این خط نورانی در سپهر جامعه، هنر متعهد، شریان حیاتی انتقال این ذخایر تمدنی است. هنرمندان و راویان ما رسالتی دارند که حتی اگر هشتاد سال به طول بینجامد، همچنان جای کار و استخراج دارد. در این الگو، روایتگری یک دستگاه جامع معرفتی است که بر چهار ستون استوار است:
اصالت «رؤیت» پیش از «روایت»: نخستین پایه در مکتب هنری دفاع مقدس، تقدم ادراک شهودی بر ابزار رسانهای است.
هنرمند و راوی دفاع مقدس، پیش از تولید قالبهای رسانهای، باید به درک و «رؤیت هنری» از نجابت و عظمت جبههها رسیده باشد. حقیقت ایثار این ملت به قدری درخشان است که از هرگونه مبالغه، اغراق و بَزَک کردن در فرم و محتوا بینیاز است.
تولید متون فاخر، رمانهای جریانساز و کتابهای کوتاه اما گیرا که جوانان با حوصله آنها را مطالعه کنند، بستر اصلی این رؤیت هنری است تا در گام بعدی، اقتباسهای قدرتمند سینمایی و تئاتری از روی آنها شکل بگیرد.
گذر از تکاثر اثر به «تولید مخاطب» و اثرسنجی: چاپ کتاب با تیراژ بالا یا ساخت فیلم در حوزه معارف دفاع مقدس بهتنهایی کفایت نمیکند.
نقطه ثقل هندسه فکری امام شهید، مفهوم استراتژیک «تولید مخاطب» است. هنر حقیقی در یافتن راههای نفوذ این معارف به ذهن جوانان است. پژوهشگر و راوی باید اثرسنجی کند که این تولیدات فرهنگی، چه تغییری در سبک زندگی، هویتطلبی، پوشش و کنشهای اجتماعی نسل جدید ایجاد کردهاند.
جامعهشناسی سوژهها و گستره نامتناهی نبرد: تقلیل جغرافیای جنگ به خطوط مقدم، یکی از خطاهای راهبردی در روایتهای کلاسیک است. در این الگو، وسعت میدان جنگ به گستردگی تمام جامعه است؛ «همه جنگ، داخل جبههها نیست». نبرد حقیقی در داخل خانهها، جادهها، دلها، مجامع بینالمللی و مجموعههای تصمیمگیری نیز جریان داشت.
این ستون بر «هویتبخشی استانی و قشری» استوار است. هر استان و هر قشری دارای هویت و ظرفیت اختصاصی روایی است که استخراج دقیق آنها، شبکهای درهمتنیده از همبستگی ملی را بازتولید میکند.
هر شهید یک دنیای ناشناخته، یک آرزو و یک کهکشان معنایی است که استخراج دقیق این عوالم و گنجاندن آنها در کتب درسی و روی جلد دفترهای دانشآموزان، تضمین میکند که نام قهرمانانی چون «رئیسعلی دلواری» و «نادر مهدوی» به جای چهرههای بیگانه، به الگوی ابدی جوانان بدل شود
ارتباطات راهبردی و صدور بینالمللی روایت:
مرزهای گسترده مقاومت امروز، از غرب آسیا تا دانشگاههای آمریکا، ثمره صدور پیام ایستادگی دیروز ماست.
نبرد روایتها، مرزهای جغرافیایی نمیشناسد و اگر ما حماسه خود را با هنر فاخر و متون جهانشمول در عرصه بینالملل روایت نکنیم، ماشین تحریف استکبار با تولید فیلمها و کتابهای مغرضانه، تاریخ انقلاب را مخدوش جلوه خواهد داد.
راهاندازی نهضت ترجمه متون فاخر به زبانهای زنده دنیا و بهرهگیری از ابزارهای نوین نظیر بازیهای رایانهای، تکلیفی راهبردی است تا افکار عمومی جهان بدانند ملت ایران با چه منطقی در برابر استکبار ایستاد و «مقاومت» را به عنوان دکترین رهاییبخش تثبیت نمود.
این دیپلماسی روایی، مرزهای فکری و معرفتی انقلاب اسلامی را گسترش داده و دکترین مقاومت را در قلب نظام بینالملل نهادینه میسازد.
دفاع مقدس، چشمه جوشانی است که باید دهها دیوان، رمان، فیلم و متن فاخر از آن بجوشد تا ابعاد پنهان «عقلانیت»، «مقاومت» و «هویتسازی» آن برای نسلهای متمادی الهامبخش بماند. رسالت امروز ما، پاسداری از این گنجینه تمدنساز و تبدیل آن به سوخت پیشران برای حرکت پرشتاب انقلاب اسلامی در مسیر تمدنسازی نوین است.