بومیسازی شریانهای صنعت نفت و فولاد با ۳۰۰ پروژه

بسیج-خراسانرضوی؛ در روزهایی که فشارهای تحریمی گلوگاه تأمین قطعات حساس و استراتژیک صنایع بالادستی کشور را نشانه رفته است، خطشکنان اصلی جبهه تولید، نه سیاستگذاران پشت درهای بسته، بلکه متخصصان برخاسته از دل دانشگاههای تراز اول کشورند؛ جوانانی که دانش آکادمیک را با چالشهای واقعی صنعت پیوند زدهاند. «پترو آویژه توس» نمونهای بارز از همین اراده بومی است؛ مجموعهای دانشبنیان که در قلب خراسان و با تمرکز بر شریانهای حیاتی صنایع نفت، گاز، پتروشیمی و فولاد—یعنی «تجهیزات دوار»—توانسته طی حدود نیمدهه فعالیت، بیش از ۳۰۰ پروژه استراتژیک را با موفقیت پشت سر بگذارد.
به بهانه بررسی چالشهای انتقال فناوری، دشواریهای کارآفرینی در فضای پرریسک صنعتی و لزوم خودکفایی در ساخت پمپها و کمپرسورهای عظیم، با مهندس افشین شریعت، دانشآموخته دانشگاه صنعتی شریف و رئیس هیئتمدیره شرکت پترو آویژه توس، به گفتوگو نشستهایم.
مردی برخاسته از یک خانواده کارمندی و محتاط که با پذیرش عدم قطعیت و چشیدن طعم چندین شکست، سرانجام فرمول ارزشآفرینی در صنعت تجهیزات پیشرفته را به دست آورد.
بسیج: جناب شریعت، اغلب فارغالتحصیلان دانشگاههای ممتاز مثل صنعتی شریف، مسیرهای بیدردسرتری نظیر مهاجرت یا استخدام در نهادهای دولتی را ترجیح میدهند. شما از چه نقطهای به این نتیجه رسیدید که باید ردای کارمندی را کنار گذاشته و مستقیماً وارد گود پرچالش کارآفرینی صنعتی شوید؟
شریعت: من متولد دهه ۶۰ هستم و طبیعی بود که مانند بسیاری از همنسلانم، نقطه عزیمت من دانشگاه و کسب دانش آکادمیک باشد. خوشبختانه این بستر در دانشگاه صنعتی شریف مهیا شد. اما واقعیت این است که دانشگاه تنها الفبای ماجراست. بلافاصله پس از اتمام تحصیلات وارد بازار کار شدم و در بازه ۲۵ تا ۳۰ سالگی، در بدنه شرکتهای دانشبنیان صنعتی تجربه اندوختم.
نکتهای که برای من اهمیت حیاتی داشت، این بود که هرگز خودم را در چارچوب بستهی شرح وظایف محوله محدود نکردم؛ تلاش داشتم از کف کارگاه تا فرایندهای مهندسی، بازرگانی و قراردادها را عمیقاً واکاوی کنم. معتقدم بزرگترین خطای یک مهندس این است که پیش از لمس واقعیتهای سخت بازار، سودای کارآفرینی داشته باشد. وقتی این تسلط و آگاهی چندبعدی در من تثبیت شد، احساس کردم زمان آن فرارسیده تا ایدهها و تفکراتم را در قالبی مستقل تجسم ببخشم.
بسیج: تولد پترو آویژه توس در سالهای آغازین دهه حاضر رقم خورد؛ دورانی پرالتهاب با ریسکهای فزاینده اقتصادی. ساختار این شرکت بر چه اساسی پایهریزی شد تا بتواند در کوران این بحرانها دوام بیاورد؟
شریعت: اوایل سال ۱۴۰۰ بود که این جرقه زده شد. در گام اول با یکی از همکاران سابقم که هم به لحاظ اخلاقی و هم فنی با یکدیگر همپوشانی و شناخت عمیق داشتیم، موضوع را مطرح کردم. ما ایدهها را صریح و بدون تعارف روی کاغذ آوردیم. هسته اولیه شکل گرفت و به مرور نخبگان دیگری نیز به این بدنه الحاق شدند.
ورود به حوزه تجهیزات فوقپیشرفته صنعتی، شوخیبردار نیست. شما تنها با یک مسأله مهندسی روبهرو نیستید؛ مدیریت نقدینگی، اقناع کارفرمایان بزرگ دولتی و خصولتی، الزامات حقوقی و از همه مهمتر تیمسازی منسجم، حلقههای این زنجیرهاند. ما این زنجیره را با تکیه بر تجارب زیسته قبلی خود ساختیم و با وجود تمام فرازونشیبها، اجازه ندادیم قطار توسعه متوقف شود.
بسیج: شرکت شما دقیقاً روی نبض تپنده پتروپالایشگاهها و کارخانههای فولاد دست گذاشته است؛ «تجهیزات دوار». برای مخاطبانی که شاید تخصص صنعتی ندارند، بفرمایید حساسیت این تجهیزات در چیست و شما کدام گره کور را باز کردهاید؟
شریعت: در صنایع سنگین، از نفت و گاز تا متالورژی و فولاد، انتقال و هدایت سیالات—چه مایعات فوقبحرانی و چه گازهای خورنده—حیاتیترین بخش فرایند است. تجهیزات دوار یعنی قلب تپنده این مجتمعها؛ پمپها، کمپرسورها و گیربکسهای عظیم صنعتی. اگر این تجهیزات برای چند دقیقه دچار نقص یا افت فشار شوند، خطوط تولید میلیاردی متوقف میشوند.
تجهیزاتی که در شرایط دمایی و فشاری بسیار خشن (High Pressure / High Temperature) کار میکنند، نیازمند متالورژی خاص، دینامیک سیالات محاسباتی دقیق و رعایت بیچونوچرای استانداردهای بینالمللی مثل API هستند. ما تلاش کردیم به جای تأمین صرف، مهندسی و ساخت تجهیزات دوار سفارشیسازیشده را متناسب با مختصات بهرهبرداری هر پالایشگاه یا مجتمع فولادی در دست بگیریم و اعتماد صنعت را به یک محصول باکیفیت ایرانی جلب کنیم.
بسیج: سالهاست شعار «بومیسازی» را در تریبونهای مختلف میشنویم، اما گاهی خروجی کار صرفاً کپیکاری سطحی بوده است. نگاه شما به ضرورت عمقبخشی به توان داخلی در حوزه نفت و گاز چیست؟
شریعت: تحریمها اگرچه در تأمین قطعات گلوگاهی و بالا بردن بهای تمامشده زحمت آفریدند، اما یک حقیقت را برای تصمیمگیران عریان کردند: «وابستگی ارزی به قطعات هایتک، امنیت انرژی کشور را شکننده میکند.» در چنین شرایطی ما با یک دوراهی روبهرو بودیم؛ یا باید مسیر سنتی واردات با هزینههای کمرشکن و واسطهگری را ادامه میدادیم که در نهایت هیچ دانشی هم نصیب کشور نمیکرد، یا اینکه به توان جوانان این مرزوبوم اعتماد میشد.
من بارها تأکید کردهام؛ تولید داخل فقط به معنی جایگزین کردن یک مارک خارجی با یک پلاک ایرانی روی دستگاه نیست. بومیسازی یعنی تسلط بر «فرمولاسیون دانش»، از طراحی مفهومی و شبیهسازی تا تستهای کنترل کیفیت و خدمات پس از فروش. در ابتدای کار شاید محصول داخلی با کهنهکاران غربی اختلاف کیفی داشته باشد، اما این فاصله با سرمایهگذاری جسورانه روی R&D (تحقیق و توسعه) و فرصت آزمونوخطا به سرعت بسته میشود؛ کمااینکه امروز در بعضی حوزهها توان رقابتی شگفتانگیزی رقم خورده است.
بسیج: عدد ۳۰۰ پروژه در پنج سال برای شرکتی در ابعاد پترو آویژه توس رقم قابلملاحظهای است. این پرونده اجرایی را چطور ارزیابی میکنید؟
شریعت: به لطف پروردگار و همت شبانهروزی تیم، توانستهایم در این پنج سال بالغ بر ۳۰۰ پروژه متنوع را با صنایع تراز اول نفت، گاز، پتروشیمی و فولاد با موفقیت به سرانجام برسانیم. هر پروژه در حوزه تجهیزات دوار، مثل یک پازل جدید با دادهها و ویژگیهای عملیاتی منحصربهفرد است؛ از آبوهوای شرجی جنوب تا اقلیمهای کوهستانی و صنعتی شرق و مرکز کشور. این پروژهها بزرگترین سرمایه ما هستند، زیرا تبدیل به یک پایگاهداده غنی از تجارب فنی شدهاند و زمینه اعتماد متقابل ما و کارفرمایان را به سطحی پایدار رساندهاند.
بسیج: پشت چهره هر کارآفرین موفقی، معمولاً شکستهایی پنهان است که کمتر بازگو میشود. آیا مسیر افشین شریعت از ابتدا صاف و هموار بود؟
شریعت: به هیچ وجه. من پیش از تأسیس این شرکت، شکستهای سنگینی را تجربه کردم. چند مرتبه کسبوکارهایی راه انداختم که ابتر ماندند و به نتیجه مطلوب نرسیدند. وقتی واکاوی میکنم، میبینم در آن روزها هنوز پختگی لازم را نداشتم؛ گاهی زمانبندی بازار (Timing) اشتباه بود، گاهی مهرههای تیم به درستی چیده نشده بودند و گاهی شریک مناسبی انتخاب نکرده بودم.
اما خبرنگار باسابقه باید این را به مخاطبش منتقل کند: شکست در کارآفرینی پایان راه نیست؛ شهریهای است که برای آموختن قوانین بازی در دنیای واقعی میپردازید. این شکستها بود که به من یاد داد علاقه و سواد مهندسی شریف، تنها ۲۰ درصد ماجراست؛ مابقی آن هوش بازاریابی، شناخت دقیق شریک تجاری، درک نوسانات ارزی و استقامت در بحرانهاست.
بسیج: شما جایی به یکی از نظریات معروف چرخههای شغلی در اقتصاد اشاره کرده بودید که در آن دهههای سنی نقش متفاوتی دارند. این دیدگاه را چطور در زندگی حرفهای خود پیاده کردید؟
شریعت: دقیقاً. این نگرش مدیریتی به من نظم فکری داد. در دهه سوم زندگی (۲۰ تا ۳۰ سالگی)، دغدغه فرد باید انباشت سرمایه دانشی و کارآموزی جسورانه در شرکتهای ترجیحاً چابک و کوچک باشد تا تمام ابعاد یک کسبوکار را لمس کند. دهه چهارم (۳۰ تا ۴۰ سالگی)، زمان جهش، ورود به میدان مستقل و پذیرش ریسکهای حسابشده است.
پس از آن، دهه تثبیت، عمیقتر کردن تخصص و در نهایت واگذاری تدریجی سکان به نیروهای جوانتر و ایفای نقش منتورینگ و راهبری فرا میرسد. من این ریلگذاری را تا حد زیادی رعایت کردم و همین توالی باعث شد از ریسکهای بیپشتوانه پرهیز کنم.
بسیج: شما در خانوادهای کارمندپیشه و ذاتاً با رویکرد محافظهکارانه رشد کردید؛ طبقهای که معمولاً ثبات فیش حقوقی را به ناامنی بازار ترجیح میدهد. شکستن این تابوی ذهنی برایتان چه بهایی داشت؟
شریعت: فرهنگ خانوادههای کارمندی مبتنی بر پیشبینیپذیری، امنیت و پرهیز از عدم قطعیت است. در حالی که ذات کارآفرینی شیرجه زدن در دریای عدمقطعیتهاست! قطعاً تصمیم به استعفا و ورود به این فضا با موجی از نگرانی و مخالفتهای دلسوزانه روبهرو شد.
اما منطق من این بود که اگر کسی به تخصص و چشمانداز خود باور راسخ دارد، نباید از ترس نوسانات و سختیها منفعل بماند. ریسکپذیری با قمار تفاوت دارد؛ کارآفرین، ریسکِ مدیریتشده را میپذیرد، نه ماجراجویی کورکورانه را. جوانان ما باید بدانند اگر از منطقه امن روانی خود خارج نشوند، هیچ دستاورد بزرگی خلق نخواهد شد.
بسیج: سخن پایانی شما با نسل جوانی که این روزها در تندباد ناامیدیهای اقتصادی، برای ماندن، ساختن و جنگیدن در عرصه صنعت مرددند، چیست؟
شریعت: خطابم به جوانان این سرزمین صریح و برادرانه است: «مسئولیت صفر تا صد سرنوشت خود را بپذیرید.» نه چشمانتظار معجزه دولتی باشید و نه بار کمکاریها را یکسره به دوش شرایط بیندازید. خودتان را به دانش روز و مهارت بیبدیل مجهز کنید؛ جامعه و صنعت ناگزیر به تکریم فرد متخصص است.
از اشتباه کردن وحشت نداشته باشید، اما هرگز از یک سوراخ دو بار گزیده نشوید. چشمانداز ما در پترو آویژه توس این است که مرزهای طراحی داخلی تجهیزات دوار را جابهجا کنیم و نشان دهیم اگر میدان به متخصص ایرانی واگذار شود، نه تنها در خاورمیانه، بلکه در تراز جهانی حرف برای گفتن خواهیم داشت. ایران ما با تکیه بر عزم، تعهد و دانش جوانانش ساخته میشود و راهی جز قوی شدن در حوزه زیرساختهای صنعتی نداریم.