قلم، اثر انگشت روح من است

به گزارش خبرنگار خبرگزاری بسیج از باغملک: نرگس نصیریپور، نویسندهٔ ۲۰ سالهٔ شهرستان باغملک ، در گفتگویی صمیمی از مسیر پرفراز و نشیب نویسندگی، منابع الهام آثارش، سختیهای این حرفه و انتظاراتش از مسئولان فرهنگی گفت.
او که نوشتن را پناهگاه و روشی برای نفس کشیدن میداند تأکید کرد: تاکنون هیچ تسهیلات یا حمایتی از سوی نهادها دریافت نکرده و مسیر را تنها با تلاش فردی خود پیش برده است.
از تحصیلات و علاقهتان به هنر نویسندگی بگویید؟
من تحصیلاتم را در مسیری دنبال کردم که به درک بهتر آدمها و ارتباط با دنیای اطرافم کمک کند، اما نویسندگی برای من فراتر از یک رشتهٔ تحصیلی، یک پناهگاه و روشی برای نفس کشیدن است ، از سالها پیش نوشتن برای من راهی بوده تا احساسات، رویاها و دغدغههایی را که گاهی در کلمات معمولی نمیگنجند، به تصویر بکشم ، نوشتن به من قدرت خلق دنیاهایی را میدهد که آدمها میتوانند در آنها عمیقتر فکر کنند، عاشق شوند و زندگی را از زاویهای دیگر ببینند.
چه کسی مشوق شما بود و چگونه در ذهنتان جرقهٔ نوشتن به وجود آمد؟
بزرگترین مشوق من در این مسیر، درون خودم و نگاه مثبتی بود که به زندگی داشتم ، من همیشه معتقدم آدم خودش بهترین رفیق و تکیهگاه خودش است ، این حس استقلال و خودباوری از همان کودکی مرا به سمت خلق کردن کشید ، جرقهٔ نوشتن برای من از تماشای آدمها، تضادهای زندگی، غروبها، دریا و حتی نگاه کردن به ماه و درک عمق احساسات انسانی به وجود آمد و هر بار که دنیای اطرافم را نگاه میکردم، حس میکردم حرفهایی برای گفتن دارم که باید روی کاغذ بیایند تا ماندگار شوند ، لحظات زندگی من اینگونه به یادگار میمانند.
از سختیهای نویسندگی بگویید؟
نویسندگی سفری عمیق به تاریکترین و روشن ترین لایههای ذهن و روح است ، بزرگترین سختیاش این است که نویسنده باید تنهایی زیادی را تحمل کند ، باید با شخصیتهای داستانش زندگی کند، رنجهایشان را حس کند و در عین حال روی پای خودش بایستد ، گاهی زندگی آنطور که میخواهی پیش نمیرود و کلمات آنطور که دلت میخواهد جاری نمیشوند، اما زیبایی کار همینجاست که سختیهای این مسیر، نویسنده را پختهتر و قویتر میکند.
حامی شما در این راه چه کسی بود و آیا تسهیلاتی برای چاپ کتابهای خود دریافت کردهاید؟
بزرگترین حامی من در این مسیر، اراده و دلگرمی درونیام بوده است ، من یاد گرفتم که چگونه با تکیه بر تواناییهای خودم و انگیزهای که دارم، مسیر را جلو ببرم ، فقط خودم میدانم هیچکس جز من برای من تلاشی نکرد ، در خصوص آثار و فیلمنامههایی که روی آنها کار میکنم، تا به امروز مسیر را بیشتر با تلاش فردی خودم جلو بردهام و متأسفانه تسهیلات یا هیچگونه حمایتی از سوی نهادها دریافت نکردهام ، اما امیدوارم در آینده شرایطی فراهم شود که هنرمندان مستقل بتوانند راحتتر آثارشان را به مخاطبان برسانند.
محتوای کتابهای شما از چه مواردی منشأ میگیرد؟
محتوای آثار من از دل جامعه، واقعیت های زندگی و رنجها و امیدهای آدمها سرچشمه میگیرد ، من به روابط انسانی، چالشهای عاطفی، تضادهای درونی انسانها و موضوعاتی مثل عشق، دلگرمی و تقابل سنت و مدرنیته علاقه دارم ، داستانهای من معمولاً ریشه در واقعیتهای تلخ و شیرین زندگی دارند که با تخیل و نگاه هنری ترکیب میشوند تا روایتی تازه بسازند ، همینطور در «گوهر جنوب» اشاره به مردانی است که از جنس غیرتاند و آنهایی که شجاعانه جنگیدند و از خواب شبانه زدند تا آرامش را به همنوعان خود بدهند.
چقدر با نوشتههایتان عجین هستید و زاییدهٔ فکر شماست و واقعیت یا تخیلات ذهن شماست؟
من با تکتک کلماتی که مینویسم زندگی میکنم ، نوشتههایم جزئی از وجود من و زاییدهٔ تفکر و احساسات عمیق خودم هستند ، داستانهای من ترکیبی از واقعیتهایی هستند که در جامعه لمس کردم و تخیلاتی که ذهن من برای بازآفرینی آن واقعیتها ساخته است ، وقتی روی یک فیلمنامه یا داستان کار میکنم، انگار خودم در آن فضا نفس میکشم و با شخصیتها اشک میریزم و لبخند میزنم ، میشود گفت من همراه این کلمات زندگی میکنم و نفس میکشم.
به علاقهمندان در حوزهٔ نویسندگی چه توصیهای میکنید؟
بزرگترین توصیهام به کسانی که دوست دارند وارد این مسیر شوند این است که اول از همه خودشان را باور کنند و دوست داشته باشند ، به خودتان بگویید: «من رفیق خودم هستم و از پسش برمیآیم.» ناامید نشوید، زیاد مطالعه کنید، دنیای اطراف را با دقت تماشا کنید و از نوشتن نترسید ، قلم شما اثر انگشت روح شماست ، هیچکس دیگر نمیتواند داستانی را که فقط در ذهن شماست، با آن لحن و نگاه خاص خودتان بنویسد ، باور کنید دنیا هنوز زیباییهایی دارد که ما ندیدیم و چه بهتر است که با نگاه جزئیتر و زیباتر به دنیا نگاه کنیم و از زیبایی هایش بنویسیم.
چه انتظاری از مسئولان دارید؟
انتظار من از مسئولان و نهادهای فرهنگی این است که نگاه حمایتی واقعی و بدون بروکراسی های پیچیده به هنرمندان، بهویژه نویسندگان و فیلمنامهنویسان مستقل داشته باشند ، فراهم کردن تسهیلات برای انتشار آثار، حمایت مالی و معنوی از جوانانی که انباشته از ایدههای نو هستند و ایجاد فضایی امن برای دیدهشدن استعدادها، کمترین کاری است که برای بهتر شدن فرهنگ و هنر این سرزمین میتوان انجام داد و خواهشمندم تلاش من را تنها یک تلاش کوچک ندانید ، پشت این نوشتهها سختیهای زیادی پنهان است و روزهای سختی گذرانده شده است.
صحبت پایانی اگر دارید بفرمایید
صحبت پایانیام یک پیام دلگرمی است ، برای خودم و برای همهٔ کسانی که این گفتگو را میخوانند: زندگی پستی و بلندی دارد، سختی هست، اما تا وقتی که امید، نگاه مثبت و عشق به آفریدن در دل آدم زنده است، هیچ بنبستی وجود ندارد ، بیایید قدر خودمان را بیشتر بدانیم، همدیگر را دلگرمی بدهیم و با تلاش و ایمان به مسیرمان ادامه بدهیم ، اگر دست به قلمی، پس تو آدم خوشبختی هستی ، کسی که میتواند خوب بنویسد، خیلی خوب میتواند با حرفهایش روی دیگران تأثیر بگذارد ، پس تلاش کن که یک روز از تو بپرسند: «چی شد که به اینجا رسیدی؟»