راز کارت نیمسوخته شهید مرتضی جمالی
شهید مرتضی جمالی برای بسیاری از همرزمانش با نامهای «آقامرتضی»، «حاجمرتضی» و «دکتر جمالی» شناخته میشد؛ فرماندهای که سالها از عمر خود را در مسئولیتهای مختلف سپاه و بسیج گذراند، اما آنچه از وی در خاطر نزدیکانش باقی مانده، تنها سابقه فرماندهی و مسئولیتهای سازمانی نیست و پشت چهره یک فرمانده، زندگی مردی جریان داشت که از سالهای جوانی برای کمک به خانواده و دستگیری از دیگران تلاش میکرد؛ مردی که بنا بر روایت خانوادهاش، حتی کمک به نیازمندان را نیز بیسروصدا و دور از چشم دیگران انجام میداد.
امیر عباس جمالی، کوچکترین فرزند شهید مرتضی جمالی، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری بسیج از البرز، با اشاره به زندگی شخصی و مسیر خدمت پدرش، اظهار کرد: پدرم ششم مرداد سال ۱۳۶۴ در کرج و در خانوادهای مذهبی با وضعیت مالی معمولی به دنیا آمد و وی از همان دوران نوجوانی در کنار تحصیل، کار میکرد تا بتواند بخشی از مشکلات خانواده را برطرف کند و در رشته علوم تجربی درس خواند.
وی افزود: پدرم در ۲۸ مرداد سال ۱۳۸۵ ازدواج کرد و حاصل این زندگی دو فرزند به نامهای ابوالفضل و امیرعباس است؛ نامهایی که با ارادت به علمدار کربلا انتخاب شدند و او در زندگی خانوادگی نیز تلاش میکرد مسئولیتهایش را بهخوبی انجام دهد و در کنار وظایف کاری، برای خانواده وقت بگذارد.
فرزند شهید جمالی با اشاره به سابقه خدمت پدرش در سپاه پاسداران، گفت: پدرم در ششم دی سال ۱۳۸۲ وارد سپاه شد و در طول سالهای خدمت، مسئولیتهای مختلفی از جمله حفاظت از امام جمعه، فعالیت در حوزه نیروی انسانی و عقیدتیسیاسی تا مسئولیتهای فرماندهی در ردههای مختلف بسیج و سپاه داشت و در این مسیر تلاش میکرد ارتباط خود را با نیروهای جوان حفظ کند و زمینه حضور و فعالیت آنها را در مسجد و بسیج فراهم کند.
جمالی ادامه داد: پدرم از سال ۱۳۸۷ فرمانده پایگاه شهیدان قاسمی بود و حدود ۱۰ سال در این مسئولیت فعالیت کرد و این پایگاه در دوره مسئولیت وی پنج بار بهعنوان پایگاه نمونه انتخاب شد و از سال ۱۳۹۶ نیز فرماندهی حوزه ۳۱۳ شهید دستواره را بر عهده گرفت و در حدود هشت سال فعالیت در این حوزه، مجموعه تحت مسئولیتش در سطوح مختلف منطقهای، استانی و کشوری مورد ارزیابی قرار گرفت و چندین بار عنوان برتر را کسب کرد.
وی با بیان اینکه بخش مهمی از فعالیتهای پدرش به کارهای فرهنگی، اجتماعی و جهادی اختصاص داشت، افزود: کمک به خانوادههای کمبرخوردار، رسیدگی به مشکلات مردم و جذب و تربیت نیروهای جوان از موضوعاتی بود که برایش اهمیت زیادی داشت؛ وی فقط به انجام وظایف اداری و سازمانی اکتفا نمیکرد و تلاش داشت در حد توان، گره از مشکلات مردم باز کند.
شهید خواب شهادت خود را دیده بود
فرزند شهید جمالی درباره بخشی از خاطرات روزهای پیش از شهادت پدرش، بیان کرد: دو روز پیش از شهادتش، خوابی دیده بود که در آن ۱۲ تابوت وجود داشت؛ چهره ۱۱ نفر برایش آشنا بود و در یکی از تابوتها چهره خودش را دیده بود و پیش از شهادت، خودروی شخصیاش و بخش قابلتوجهی از بیمه عمرش را به بسیج واگذار کرده بود.
جمالی با اشاره به نحوه شهادت پدرش، تصریح کرد: در جریان حمله به سپاه امام حسن مجتبی (ع) استان البرز در جنگ ۱۲ روزه، پدرم به شهادت رسید؛ پیکر پدرم پس از هفت روز شناسایی شد و روزهایی که برای خانواده بسیار سخت و همراه با چشمانتظاری بود.

وی درباره کارت نیمسوختهای که از پیکر پدرش به دست آمده بود، توضیح داد: روی این کارت نام پدرم و واژه «نیازمند» دیده میشد و پس از آن متوجه شدیم که وی از این کارت و حساب مربوط به آن برای کمک به افراد نیازمند استفاده میکرد و این کار را بهگونهای انجام میداد که دیگران از آن مطلع نشوند.
کارت نیمسوخته، حالا برای خانواده شهید جمالی، تنها یک یادگار از روزهای تلخ جستوجوی پیکر نیست؛ نشانی از بخشی از زندگی مردی است که در کنار سالها مسئولیت و فرماندهی، تلاش میکرد کمک به دیگران را بینامونشان انجام دهد.